مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
الا کـه جــلــوۀ نــور خــدای وهّــابــی چـرا به عـالـم تـاریـک ما نـمیتـابی؟! میان ظـلـمت درهـای بـستۀ این عصر نـظـر کـن و بگـشـا بر قـلـوب ما بابی امان و امنیت از این قبیله خواهد رفت مگـر تـو مـلـت ما را دوبـاره دریـابـی مرا چه بین خـیـابـان، چه در حسیـنـیه بـجـز اسـیـر سرِ زلـف خـود نمییـابی ادب نبـود که در محـضـرت گـنـاه کنم مـرا بـبـخـش به هـر نـوع تـرکِ آدابی پس از امـام غـریـبم، شهید خـامـنـهای تو شـاهـدی که شدم هـمقـرینِ بـیتـابی قسم به قـلب شـکـسـته، بیا دگر برگرد قــسـم بـه داغ دل مــادران مـیــنــابــی بـیـا و یـاد مـنِ دور از حـرم هـم بـاش سـحـر که در حـرم کـربـلا شـرفـیـابی نـفـس بـده که برای حـسـیـن گـریه کنم ألا که گـریـهکـنـش در مـیان سـردابـی وحـوشِ دشت هم از نهـر آب نوشـیدند ولی عـزیـز دل فـاطـمـه نـخـورد آبـی هزار و نهصد و پنجاه زخـم خورد اما به فکـر محـشـر ما بود، بَه چه اربابی |